ارزیابی اختلالات تولیدی روندی است با ابعاد و وجوه مختلف، یعنی که در انجام آن هم، باید از آزمون های رسمی و استاندارد استفاده کرد و هم از روش های غیر رسمی . گزینش آزمون ها و دیگر اقداماتی که برای ارزیابی وضع اختلال تولیدی هر بیمار لازم است، عمدتا بستگی دارد به نظر شخص آزمون گر، هدفی که از انجام آزمون دارد .

آزمون هایی که برای ارزیابی اختلالات تولیدی انجام می دهیم بسته به نوع اختلال تولیدی (مانند شکاف کام ، اختلالات معلول نقص شدید و..) متفاوت خواهد بود. آزمون گرفتن از هر بیمار  در واقع راهی است برای دریافت الگویی از گفتار بیمار  و سازمان بخشیدن به مشاهدات گفتاردرمان از اختلال مشاهده شده. در واقع گفتار درمانگر باید آزمون یا اقدامی را برگزیند که مطمئنا الگویی کارآرا و معتبر از گفتار بیمار بدست دهد، چنانکه نتیجه قابل اطمینان باشد.

در اوایل دوران علم گفتار شناسی، ارزیابی پدیده ی تولید در گفتار بدین صورت انجام می گرفت که نمونه ای از گفتار پیوسته بیمار را روی نوار ضبط می کردند و بعدا مورد تجزیه و تحلیل آواشناختی قرار می دادند. برای کاستن زمان و افزودن بر میزان کارایی و صحت آزمون، آزمون های تولیدی ابداع گردیدند.

انجام یک ارزیابی مقدماتی بمنظور تشخیص آزمایشی اختلال بیمار و طرح ریزی خطوط کلی درمان ضروری می باشد. با اینحال در بسیاری از موارد لازم است جلسات ارزیابی دیگری هم ترتیب دهیم و حتی هنگامی هم که اطلاعات کافی برای شروع برنامه ی درمانی بدست آمد ، ارزیابی را بعنوان یک روند مستمرا باید ادامه داد.

ارزیابی بیمار مبتلا به یک اختلال تولیدی روند چند بعدی و چند جانبه ای است ، این روند مشخصا شامل اقدامات زیر می شود:

گرفتن تاریخجه و شرح حال بیمار

معاینه ی ناحیه ی دهان

انجام یک آزمون تولیدی ( هر یک آزمونهایی که بطور سنتی برای تشخیص اختلالات تولیدی مورد استفاده اند)

انجام آزمون تولیدی دیپ ، برای تعیین میزان ثبات خطاها و میزان تاثیر ماهیت آوایی واژه ها.

تجزیه و تحلیل و بررسی مختصات ممیزه در گفتار

برآورد میزان تصحیح پذیری خطاهای شخص

ارزیابی توانایی بیمار در تمییز آواهای گفتاری

 با این اطلاعات ، روی هم رفته می توان ماهیت، نوع و شدت اختلال تولیدی بیمار را معین کرد،پیش آگهی اختلال وی را منطقا پیش بینی نمود و خطوط کلی برنامه ی درمانی آزمایشی را طرح ریزی کرد.